ما به تلخی چای خود مستیم ...

خرید بک لینک

رافت ناب آسمان ، سلطان

چاره درد عاشقان ، سلطان

آنکه وا می کند گره ها را

هر دم از پای جانمان ، سلطان

می خرد درهم و نمی پرسد:

از خطاهای نوکران ، سلطان

در حرم غیر اشک حرفی نیست

می شناسد زبانمان ، سلطان

با وجود این همه عصیان

داده لطفش نشان مان ، سلطان

پا به ایران نهاد و با لطفش

برد سوی سلمان مان ، سلطان

تا کی آخر حرف تکراری

گر دهد امان مان سلطان

حرفی آخر ز عمق جان بزنیم

محضر بهتر از جانمان ، سلطان :

ایها الساقی ای شراب طهور

تر کن از باده نان مان ، سلطان

ما به تلخی چای خود مستیم

تا که شیرین کنی دهان مان ، سلطان

گر چه ما از نبات تان مستیم

حسرت زعفران تان ، سلطان ...

آنقدر اشک پات می ریزیم

تا کنی مسلمان مان ، سلطان

چون خجالت کشیم از مادر

پس به جان جوان تان ، سلطان

می شود تا بگوییم اشهد را

کربلا

لحظه اذان

سلطان

"الاحقر"

زیر باران ......

ما را در سایت زیر باران ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 12:53

صفحه بندی