خونی بریز ...

خرید بک لینک


گیسو سپید میکنی اما نمی کشی

جان بر لبم رسیده که من را نمی کشی

از پیرمردهای عذایت شنیده ام

"ما را که پیر کرده ای آقا نمی کشی"

خونی بریز و دور کن از خویش چشم بد

با ظرف آب آمدم اینجا نمی کشی

آتش گرفته ام که ببینم چه می کِشی

اما به وقت تماشا نمی کشی

من ذره ذره آب شدم پای اشک تو

من را میان ذکر حسینا نمی کشی

امشب میان روضه تان داد میزنم

کنج خرابه میکشی ام یا نمی کشی ؟

حسن لطفی

زیر باران ......

ما را در سایت زیر باران ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 2:33

صفحه بندی